قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2728

تاريخ الفي ( فارسى )

سنّت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، رستگار شوند . زعم خصمان ما آن است كه به خرد و انديشه خداى ، سبحانه و تعالى ، را مىشناسيم و خداىشناس خود به دوزخ نمىرود . اكنون ما به كتاب و سنّت مىگوييم و ايشان به خرد و انديشه و رأى و قياس و نظر و اجتهاد . بعد از آن دانشمند ارجانى گفت كه : قرآن مخلوق است يا نه ؟ سيّدنا گفت : خداى تعالى قرآن مجيد را كلام خود خوانده ؛ حيث قال سبحانه و تعالى : وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ « 1 » . اكنون بدان كه فدويان و ديگر مببّدعان مىگويند قرآن مخلوق است ، و اين بدعت است و هر بدعت ضلالت ، و هر صاحب ضلالت جايش دوزخ است . بعد از آن گفت : در همهء عالم امروز صاحب حديث به غير از ما كسى نيست ؛ چه ، ديگران همه متابع رأىاند . در اين أثنا ، يكى از مشاهير فضلاى اردوى سلطان محمّد ، كه نام او « ابو نصر » بود ، از خدمت سلطان محمّد بيامد تا با داعيان مناظره كند و جواب ايشان بگويد . چون ابو نصر آمد گفت : آن چيست كه شما از ديوار و درزها آواز مىدهيد كه : لا إله الّا اللّه ببايد گفت و اگرنه ، پيغمبر گردن شما بزند . ما هم مىگوييم . كدام مسلمان باشد كه نگويد ؟ و شما خرد را منكريد و كسى كه خرد ندارد ديوانه باشد . كيابزرگ اميد « 2 » گفت : معتقد ما از خصمان نبايد شنيد . بناى مذهب ما بر آن است كه مردم را خرد بايد و با خرد پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ؛ چه ، هركه بىخرد بود ديوانه بود ، و اگر سخن پيغمبر نشنود كافر . و مثال اين چنان است كه چشم ببايد و با چشم نورى ، كه اگر چشم دارد و چراغ ندارد به تاريكى هيچ نتواند ديد ، و به‌عكس اين اگر چراغ دارد و چشم نه ، نيز ديدن متصوّر نيست . اكنون ما مىگوييم كه مردم را دينى بايد دانستن كه حقّ ، سبحانه و تعالى ، به زبان پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، فروفرستاده و قرآن به آن ناطق است و در حقّ و باطل و حلال و حرام چنان بايد به دو قيام نمود كه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرموده است تا آن كس بىدين نباشد . ابو نصر در جواب او گفت كه : چون خداى تعالى را به خرد نتوان دانستن ، اگر پيغمبر را نفرستادى بر مردم واجب بودى خداى را دانستن ؟ اكنون تمام اقوام مسلمانان كافر باشند . اعيان گفتند كه : مسلمانان به سخن پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، مسلمانند . اگر معرفت خداى را بر پيغمبر حاجت نباشد به چه مسلمان باشند ؟ و اگر بىپيغمبر به خود مسلمان باشند ، پس در

--> ( 1 ) . و اگر يكى از مشركان از تو پناه خواست پناهش ده تا اينكه سخن خدا را بشنود ؛ ( توبه ، 6 ) . ( 2 ) . مراد جانشين حسن صباح است ؛ - فرقهء اسماعيليه ، ترجمهء بدره‌اى ، ص 200 .